تصاویر کامیون عجیبی که جای راننده ندارد!/خیز برای آینده

[ad_1]

راهنمای سفر من : به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرِآنلاین به نقل از زومیت،شرکت سوئدی اینراید به‌تازگی یک نمونه اولیه‌ کامل از کامیون خودران برقی نمایش داده است که در سال‌های آینده در خیابان‌های کشورهای اسکاندیناوی حرکت خواهد کرد. این کامیون عجیب موسوم به T-pod، به‌عنوان یک کامیون برقی خودران و با یک شکل و شمایل کاملا جدید در صنعت حمل‌ و‌ نقل فروخته می‌شود. T-Pod بدون داشتن فضای داخلی برای نشستن راننده، قادر به انتقال حداکثر ظرفیت حمل‌ و نقل است و به گفته اینراید، می‌تواند ۱۵ پالت کالا را تنها با داشتن ۷ متر طول حمل کند.

اینراید در طراحی T-Pod یک رویکرد منحصربه‌فرد به کار گرفته و آن را با یک سیستم رانندگی خودران منحصربه‌فرد مجهز کرده است. این طراحی بدین معنا است که کامیون بدون مداخله‌ انسانی در جاده‌های باریک و پیچیده شهر حرکت می‌کند. این کامیون خودران می‌تواند توسط راننده با کنترل از راه دور خارج از کامیون، کنترل و راهبری شود. اینراید در نظر دارد تا سال ۲۰۱۲ حدود ۲۰۰ دستگاه T-pod در سوئد تولید کند و این پروژه را در مسیری بین گوتبورگ و هلسینگبورگ راه‌اندازی کند.


رابرت فالک، مدیر اجرایی اینراید، گفت: ما اکنون در زمان حیاتی نه‌تنها برای تجارت اینراید، بلکه برای آینده حمل و نقل هستیم. از طریق این تکنولوژی خودران، ما قادر به ایجاد سیستمی برای آینده بوده‌ایم؛ اما این مستلزم شجاعت و تعهد مردم سراسر جهان است. پذیرش این تغییر مسئولیت مردم سراسر دنیا است و این شجاعت است که سیستم T-pod را عملیاتی می‌کند.

[ad_2]

لینک منبع

وزارت ورزش، پرداخت قسط اول بدهی به فیده را تقبل کرد

[ad_1]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از ایسنا، بدهی سهم فیده از رقابت های قهرمانی شطرنج زنان جهان حدود ۱۸۰ هزار دلار است که قرار شد در سه قسط به فیده پرداخت شود تاسایه تعلیق از سر فدراسیون شطرنج ایران برداشته شود.

قسط اول این بدهی را وزارت ورزش و جوانان تقبل کرده است. گویا اسپانسر این رقابت ها نیز حدود ۲۰۰ میلیون تومان پرداخت خواهد کرد تا مشکل قسط دوم هم برطرف شود.

به نظر می‌رسد فدراسیون شطرنج برای پرداخت سومین قسط مشکل داشته باشد، باید دید که سرانجام این بدهی تسویه نهایی می‌شود یا خیر؟

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

لزوم پرهیز از گروه گرایی در تشکیل کابینه/ جوانگرایی و کارآمدی در تشکیل کابینه آینده مورد توجه باشد

[ad_1]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛حجت الاسلام جعفر آذرپندار در گفت و گو با خبرنگار زرین خبر با اشاره به معیارها و ویژگی ها کابینه دولت دوازدهم، اظهار کرد: باید در تشکیل کابینه از افرادی که دلسوز به نظام، انقلاب، کشور و اسلام هستند استفاده کرد.

امام جمعه چهاربرج با تاکید بر توجه به منافع ملی در تشکیل کابینه، افزود: باید افرادی را انتخاب کرد که دلسوز برای مملکت و مردم بوده و حال محرومان را رعایت کند.

وی با بیان اینکه سهم خواهی و گروه گرایی اقدام خوبی نیست و نباید در تشکیل کابینه نقش داشته باشد، گفت: نباید ملاک در انتخاب کابینه، این باشد که فلانی در گروه من بوده یا نبود، بلکه باید از همه دلسوزان استفاده کرد و این نکته را در نظر داشت که باید در خدمت همه مردم بود و برای آنها کار و تلاش کرد.

آذرپندار با تاکید بر توجه به تخصص و تعهد افراد منتخب برای کابینه، تصریح کرد: تعهد و تخصص موضوع دیگری است که باید در نظر گرفته شود نه اینکه آیا به من رای داده یا فلانی.

امام جمعه چهاربرج، جوانگرایی را دیگر معیار برای انتخاب کابینه دولت دوازدهم برشمرد و اظهار کرد: جوانگرایی و کارآمدی وزرا مهم است و نیروهای جوان، پرتلاش و متخصص و متعهد باید در کابینه آینده نقش داشته باشند.

[ad_2]

لینک منبع

تمرین تراکتورسازی در زمین فجر عاشورا پیگیری می‌شود

[ad_1]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرگزاری تسنیم از تبریز، تمرینات تیم فوتبال تراکتورسازی از ساعت ۱۸:۳۰ امروز در زمین فجر عاشورا پیگیری خواهد شد.

بازیکنان تیم فوتبال تراکتورسازی که پس از آخرین دیدار تدارکاتی پیش فصل خود با گسترش فولاد تبریز با صلاحدید کادر فنی سرخ‌پوشان یک روز استراحت کردند، از عصر امروز تمرینات خود را پیگیری خواهند کرد.

بر اساس اعلام مسئولان تیم تراکتورسازی، تمرین امروز این تیم از ساعت ۱۸:۳۰ در زمین چمن فجر عاشورا برگزار خواهد شد تا شاگردان گل‌محمدی رفته‌رفته به آخرین مرحله از برنامه‌های آماده‌سازی پیش فصل خود نزدیک شوند. تمرین امروز تراکتورسازی در حالی برگزار خواهد شد که علی‌رغم استراحت بازیکنان اصلی، بازیکنان جوان این تیم روز گذشته نیز در تمرین تیمشان حضور داشتند تا به شرایط موردنظر کادر فنی این تیم دست پیدا کنند.

[ad_2]

لینک منبع

شهیدی که یک روستا را به نام خود زد

[ad_1]

گروه جهاد و مقاومت مشرق –  خبر آزادی موصل که رسید؛ شادی‌اش توی کوچه‌ها پیچید. افتخار و غرورش را ما برداشتیم که موصل را به یاری رزمندگان اسلام از شر یزیدیان زمانه آزاد کردیم. داغش را پدر و مادری کشیدند که روزها و شب‌ها را در بیمارستان به هم دوختند تا مگر معجزه‌ای شود و پاره‌های جگرگوشه‌شان یک‌جوری به هم جوش بخورد که نشد! و حالا دوباره در گوشمان کسی نجوا می‌کند که این پیروزی‌ها پیکر چند «جلال» را پاره‌پاره کرده‌است؟

«محمدجلال ملک‌محمدی» شیرمرد ۳۳ ساله و افتاده خانواده ملک‌محمدی است. جهادش در ایران، رفتن زیرظل آفتاب سوزان برای فعالیت‌های عمرانی در مناطق محروم کشورش بود و در خارج از ایران فرمانده خاکی و خاک خورده سپاهیان اسلام در نبرد با هرچه که در پیکار با اسلام باشد. نیمه شعبان دوباره به مناطق جنگی اعزام شد و بعد از جراحات سنگین بر پیکرش به کشور بازگشت. بیش از ۴۰ روز در کنج بیمارستانی در پایتخت با درد خندید و در نهایت سیزدهم تیرماه به شهادت رسید تا مزد یک عمر جهادش را بگیرد.

به بهانه نامگذاری روستای «پُشَگ» کرمان به «جلال‌آباد» سراغ خانواده این شهید رفتیم تا از جلال جهادگر جبهه‌های جنگ بیشتر بدانیم.

تا راه افتاد پدرش از پا مجروح شد

ساده و آرام بود تا دردسری نداشته باشد. امن بود تا هوای خواهر و برادرهایش را داشته باشد. وقتی به راه رفتن افتاد پدرش از پا مجروح شد تا از همان کودکی جنگ و جبهه را با درد پدر چشیده باشد. برای همین نوجوان که شد پا جای پای پدرش گذاشت تا تفریح و سرگرمی‌اش همیشه بوی خاکریز و سنگر و جبهه بدهد و خلق و خویَش هم همانطور خاکی باشد. تا وقتی وارد جمعی می شود، جو را حسابی عوض کند. از زندگی چیز زیادی نمی‌خواست که به زبان بیاورد. مادرش می‌گوید تنها باری که لب به خواسته باز کرد بعد از ازدواج برادرش بود. گوشه‌ای زد که نمی‌خواهی برای من هم کاری کنی؟ از همان‌جا بود که به فکر ازدواجش افتادیم.»

با شلوار چریکی به خواستگاری آمد

عضو سپاه بود. کارهایش زیاد بود و  ماموریت‌هایش زیادتر. می‌خواست کسی را داشته‌باشد که باهم رزمندگی کنند. آمنه دختر ۱۷‌ساله‌ای بود که از کودکی به واسطه شغل پدرش از همه‌چیز با خبر بود. از ماموریت‌های زیاد.از دیر آمدن‌ها و زودرفتن‌ها و دوری کشیدن‌ها. آمنه همسر جلال می‌گوید:«با شلوار چریکی و پلنگی خواستگاری آمده‌بود. گفتم نکند خانواده‌ات به زور آورده‌اند. گفت من در جریان نبودم. مادرم تماس گرفت گفت بیا. گفتم حالا نمی‌شد با کت و شلوار می‌آمدید. گفت من از پایگاه بسیج آمده‌ام. آن زمان به دیوار اتاقم یک چفیه آویزان کرده بودم که عکس شهدا را روی آن زده بودم. دیوار را که دید گفت: با دیدن این چفیه خیلی دلگرم شدم. باهم نشستیم و حرف زدیم. گفت من دوخط قرمز دارم. ماموریت‌های من زیاد است و اینکه سوالات کاری از من نپرسید. اینکه کجا هستم و چه ساعتی می‌آیم. باور کنید اگر کمتر بدانید به نفع خودتان است. بعدها گفت روز خواستگاری تربت کربلا همراهم بود که اگر امام حسین(ع) خواست، شما را نصیب من کند. خودم هم خواب دیدم که پدر و مادرم با آقا جلال ساک سفر بستند. گفتم مامان کجا می‌ری؟ این آقا که هنوز دامادت نشده. گفت امام حسین(ع) آقا جلال را طلبیده، تو را هنوز نطلبیده. از خواب که بیدار شدم گفتم من جواب بله می‌دهم. عروسی مجللی نداشتیم. در دو خانه عروسی گرفتیم و سرخانه و زندگی‌ خودمان رفتیم.»

برای ماه‌عسل مرا به اردوی جهادی برد

جلال و آمنه ازدواج می‌کنند. آمنه می‌داند زندگی‌اش تفاوت زیادی با بقیه همسن و سال‌هایش خواهد داشت. تفاوتی که حتی در ماه‌عسل هم خودش را نشان داد:«ماه‌عسل من در اردوی‌جهادی گذشت. اول خیلی ناراحت بودم. می‌گفتم یک سفر مشهد را همه عروس و دامادها می‌روند. گفت حالا شما بیا! قول می‌دهم بیشترخوش بگذرد. در این اردو خانم‌ها اولین بار بود که در اردوهای جهادی شرکت می‌کردند. باهم به قلعه گنج استان کرمان رفتیم. واقعا امکانات صفر بود. بعد اردو با همه سختی هایش روحیه‌ام حسابی تغییر کرده بود. پرسید حالا اینطوری خوب بود یا ماه‌عسل معمولی؟ گفتم آن‌قدر خوب بود که اگر از این به بعد خودت هم نخواهی بروی، من می‌روم. این شد که در طول زندگی باهم به ۷ اردوی جهادی رفتیم. اردوها طوری بود که حتی ممکن بود همدیگر را تا ۱۳ روز نبینیم؛ چون هرکدام در یک روستای محروم مشغول بودیم.»

دوست داشت تا دکترا درس بخوانم

آمنه تنها ۱۷ سال دارد و می‌خواهد وارد زندگی شود. می‌گوید شرط گذاشته بودم که باید درسم را ادامه دهم و حالا وقتی از مدرکش می‌پرسم می‌گوید که کارشناسی ارشد فقه و حقوق دارد:«روز اول گفتم من می خواهم درسم را ادامه بدهم. آقا جلال گفت: حتما. من اصلا موافقم اگر دوست دارید تا دکترا بخوانید. کارشناسی ارشد را که گرفتم دکترا امتحان دادم و شهرستان قبول شدم. جواب دکترا که آمد در بیمارستان بستری بود. با همان حال مجروح وقتی فهمید قبول شدم خیلی خوشحال شد. گفت حتما برو ثبت نام کن! گفتم کجا بروم؟ شما حداقل دوسال نیاز داری تحت درمان باشی. گفت شما کاری به این کارها نداشته باش، برو ثبت نام کن. که شهید شد. همیشه روی درس خواندن تاکید داشت. خودش کاردانی برق داشت. به خاطر شغل و فشاری کاری نمی توانست درسش را ادامه بدهد. اما همه را تشویق به درس خواندن می کرد.»

تماس گرفت و گفت ممکن است شهید شوم

ماموریت‌های جلال از یک هفته بعد از عروسی آغاز شد. اما آمنه می‌گوید آنقدر خوش‌اخلاق بود که در زمان بودنش تلافی برخی ماموریت‌ها را در می‌آورد:« یکبار گفت باید یک ماموریت چندماهه برود. خیلی دلم گرفت. تندی کردم. گفتم تا یک هفته دو هفته قبول. اما به خدا دوماهه و چندماهه طبیعی نیست. سر نماز مغرب روی سجاده‌اش نشست و گریه کرد. گفت هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یک روز روبریم بایستی و مانع شوی. سخت بود خیلی سخت بود. در ماموریت ۶۵ روزه‌ای که رفته بود من هم اردوی جهادی بودم. یک‌بار تماس گرفت و گفت در یک تونل هستیم که فاصله‌ای با دشمن نداریم و هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد و همه شهید شویم. قرار شد که نوبتی تماس بگیریم و با خانواده‌هایمان خداحافظی کنیم چون ممکن است هر لحظه اتفاقی بیفتد. تا صبح نتوانستم بخوابم. اما خدا را شکر بخیر گذشت. اما جلال وقتی پیش ما بود، همه‌جوره بود. سعی‌ می‌کرد با هرچیز کوچکی همه را بخنداند و خوشحال کند. طوری که یکبار به من گفت خانم برای یکبار هم که شده تو چیزی بگو من بخندم!»

آنقدرخندید که بخیه‌هایش را شکافت

جلال به شهادت همه آدم‌هایی که لحظه‌ای با او بودن را چشیده‌اند، شوخ‌طبع بود و اخلاق خوشی داشت. کمتر کسی عصبانیتش را دیده‌بود. آن‌قدر شوخ‌طبع و خندان که در روزهای مجروحیت، خندیدنش بخیه‌ها را از بدنش می‌شکافت اما هوای تازه‌ای به جمع می‌بخشید. فاطمه خواهر کوچک شهید می‌گوید:« در بیمارستان خیلی درد می‌کشید اما با خندیدن‌های زیاد ظاهرش را حفظ می‌کرد. اصلا به روی خودش نمی‌آورد که حالش خراب است. ملحفه بیمارستان را تا گردنش کشیده‌بود تا کسی زخم‌های تنش را نبیند و از درد می‌خندید. صحنه‌های دردکشیدن و تب و لرزش را که می‌دیدیم می‌فهمیدیم حالش واقعا خراب است. اما در همان آی‌سیو و پشت شیشه برای دوستانش زبان درازی می‌کرد تا بخنداند. آنقدر درد می‌کشید که دستانش را به تخت بسته‌بودند تا از شدت فشار درد، دستگاه‌هایی که به بدنش وصل بود را جدا نکند. با این حال می‌گفت جای مرا آماده‌کنید که می‌خواهم به خانه بیایم اما نیامد…»

جلال سه برادر و یک خواهر دارد تا آقای ملک محمدی ۵ فرزند داشته باشد. تا همین عدد ۵ دوباره شوخی در دهان جلال با خانواده باشد. مادر شهید می‌گوید:«همیشه می‌گفت مادر تو ۵ فرزند داری. باید خمسش را بدهی! گفتم من راهتان را نمی‌بندم. اما طاقت نبودنتان را هم ندارم. خب مادر است دیگر مگر می‌تواند از فرزندش دست بکشد؟»

از تذکرهای تندوتیز به حجاب ناراحت می‌شد

اخلاق جلال نظیر ندارد. خیلی‌ها جذب همین خوش‌اخلاقی‌های کم‌نظیر او شده‌اند و دلشان خواسته به خاطر همین اخلاق دورش بچرخند. به گفته خانواده‌اش جلال هیچ‌گاه از تذکرهای تندوتیز حجاب خوشش نمی‌آمد. وقتی می‌دید برخی اینطور رفتار می‌کنند ناراحت می‌شد و خرده می‌گرفت، چون این حرکات را بی‌فایده و با تاثیر معکوس می‌دانست. همسرجلال می‌گوید:« یکی از روزهای ماه‌محرم وقتی مرا به دانشگاه رساند، روبروی یک بوتیک پارک کرد. آن زمان به احترام محرم مشکی پوشیده بود و ریش پُری داشت. آقای مسنی که صاحب بوتیک بود به شیشه ماشین می‌زند و می‌گوید: آقا به این «یاحسین» که پشت ماشین‌ نوشته‌ای چقدر اعتقاد داری؟ جلال جواب می‌دهد: برای دل خودم نوشته‌ام. می‌گوید: نه تو نوشته‌ای جامعه ببیند. جواب می‌دهد:عزای امام چیز کمی نیست. دلم خواست ماشین ناچیز من هم برای امام عزادار باشد. آن آقا ادامه می‌دهد: به ریشی که گذاشته‌ای چقدر اعتقاد داری؟ جلال می‌گوید: من همیشه انقدر ریش ندارم. این ریش هم به احترام عزای امام است. از آن به بعد هربار همدیگر را می‌دیدند سلام می‌کردند و دست تکان می‌داند. یکی از شهدا فرزندان دو قلویی داشت که به خاطر قمه‌کشی زندان بودند. تمام بدنشان جای چاقو بود. جلال بعد از آزادی همیشه با آنها بگو بخند داشت. بعدهم آن‌ها را با خود به اردوی جهادی برد. گفته بود شما فرزند شهید هستید باید نام پدرتان را زنده کنید. کلی تغییر کرده بودند. بیمارستان که آمده بودند پاهای جلال را می‌بوسیدند و می‌گفتند تو ما را آدم کرده‌ای!»

عصبانیتت را سر من خالی کن!

جلال از نوجوانی پیگیر اردوهای جهادی بود. با سختی مرخصی می‌گرفت که در مناطق محروم کار کند. برای رسیدگی به مناطق محروم پول جمع می‌کرد تا بتواند در آن‌جا کارهای عمرانی انجام دهد. به گفته مادرش جلال همه کار می‌کرد. کاری نبود که بگوید نمی‌تواند. اهالی روستای پُشَگ کرمان «محمدجلال ملک‌محمدی» را خوب می‌شناسند. کسی که گروهی جمع کرد تا برای اهالی روستا نزدیک به ۲۰ کیلومتر لوله‌کشی کند تا بالاخره به روستای محرومشان آب برسد. از هیئت‌ها پول جمع می‌کرد تا برای روستاییان مسجد بسازد. حتی در گرمای ۴۵ درجه هوا اگر کسی کمک نمی‌کرد، خودش تمام کارها را انجام می‌داد و گله‌ای از کسی نداشت. تنها یک گله داشت که چرا نماز را در مسجد به جماعت نمی‌خوانند و بین نماز تسبیحات حضرت زهرا را نمی‌گویند. شاید این تنها خواسته جلال از همه روزهای سخت کارکردن بود. همسر شهید از روزهای سخت جهادی خاطره‌ای دارد. خاطره‌ای که دوباره آدم را مات اخلاق جلال می‌کند:« در یکی از اردوهای جهادی یکی از باسابقه‌ها با یکی از جوان‌ها دعوایش می‌شود.‌ آن بنده‌خدا از شدت عصبانیت دستش را بلند می‌کند و اشتباهی به صورت جلال می‌زند. جلال می‌گوید:حاج‌آقا مرا بزن خودت را خالی کن ولی کاری به او نداشته‌باش. چون آن‌ها تازه آمده‌اند ممکن است با این کار زده شوند. آن بنده‌خدا از شدت عصبانیت چندین مرتبه جلال را می‌زند تا آرام شود. بعد شب خوابی می‌بیند که فردا می‌آید و عذرخواهی می‌کند.»

قبل از هر ماموریت از ترس عکس یادگاری می‌گرفتیم!

جلال دوست ندارد کسی از ماموریت‌هایش سر دربیاورد. از سال ۹۱ پایش به سوریه و عراق باز می‌شود اما خانواده خبر ندارد. خانواده از روزی که خبردار می‌شود، بیقرارمی‌شود. فاطمه خواهر جلال می‌گوید:« این چندسال هربار قبل از اینکه به ماموریت برود، من عکس یادگاری‌ام را می‌انداختم. واقعا می‌ترسیدم. می‌ترسیدم دیگر نبینمش! یکبار باهم اسم و فامیل بازی کردیم. من همه کاغذها را با اسم و تاریخ و روز آرشیو کردم. واقعا می‌ترسیدم. نکند که آخرین بار باشد. اتفاقا دیروز آرشیو اسم و فامیل را پیدا کردم. دیدم چقدر با دقت نوشته‌است.»

شهید خانواده ملک محمدی دو دختر به نام «ساریه‌زهرا» و «سامیه زینب» دارد. بارها به خانواده گفته‌است هربار دلشان برایش تنگ شد دختر بزرگترش را نگاه کنند که شباهت زیادی به پدر دارد. مادر جلال می‌گوید:«هربار که جلال می‌رفت و برمی‌گشت پسر کوچکترم می‌پرید جلو و می‌گفت: داداش جلال من انقدر دعا کردم تو شهید نشوی!»

در هذیان‌هایش با دخترش حرف می‌زد

جلال ماموریت آخر را طور دیگری برگشته‌است. بدنش پاره‌پاره‌است. اما هنوز هیبت همان جلال گذشته را نگه‌داشته‌است. دردهایش استخوان سوز است ولی می‌خندد. به تلافی همه دردهایی که می‌کشد، به جای فریاد و ناله می‌خندد. فاطمه خواهر جلال می‌گوید شهادت را همیشه دوست داشت اما می‌خواست تا جان دارد زندگی کند و استوار باشد. دردهای جلال زیاد است. آنقدر که هنگام خواب هذیان می‌گوید. آمنه همسر شهید می‌گوید:«یکبار آنقدر حرف زد فکر کردم نکند تلفن حرف می‌زند. دیدم خواب است. توی خواب دخترش را صدا می‌زند و می‌گوید: ساریه زهرا بیا بابا بهت شکلات بده! درد امان جلال را بریده بود اما باز بقیه را دلداری می‌داد. شنیده‌ بود یکی از دوستانش در بیمارستان بی‌قراری می‌کند. زنگ میزند و می‌گوید: مرد گنده خجالت نمی کشی جلوی پدرو مادرت گریه می‌کنی؟ حالا خوب است شکر خدا فردا مرخص می‌شوی.»

درد جلال زیاد است؛ عفونت تیر و ترکش‌هایی که به بدنش خورده او را ۴۰ روز است در بیمارستان نگه‌داشته. آنقدر درد می‌کشد که دستانش را بسته‌اند. اما باز از شیشه برای دوستانش زبان دراز می‌کند. یکی از پرستارها می‌گوید برای رفع عفونت به‌جان زخم‌هایش می‌افتند. دم نمی‌زند. پرستارها گریه‌شان می‌گیرد. عفونت تمام بدن جلال را گرفته اما باز می‌گوید خوب می‌شوم. جلال خوب می‌شود. خوب خوب. آن‌قدر خوب که بالاخره شهید می‌شود.»

فاطمه خواهر شهید ادامه می‌دهد:«بچه‌ها رفتن پدرشان را می‌فهمند. ساریه‌زهرا روز تشییع، پیکر پدرش را که دید دست تکان داد. الان که عکسهایش را می‌بیند ناراحت می‌شود. آنها خوب درک می‌کنند که چه اتفاقی افتاده.»

دوست داشت قطعه ۲۶ دفن شود

جلال خوب خوب می‌شود و دیگر درد نمی‌کشد. دردهای جلال که تمام می‌شود دردهای خانواده آغاز می‌شود. خبر خیلی زود می‌پیچد. خواهر شهید می‌گوید:«روزهای آخر صبح‌ها از خواب می‌پریدم و رو پدرم می‌گفتم از جلال خبر داری؟ به دوستانم نگفته‌بودم برادرم مجروح است. روزهای آخر دیگر نتوانستم تحمل کنم. به همه گفتم برایش دعا کنند. یکی از بچه‌های خبرگزاری دانشگاه برای آنکه حالم عوض شود برای تهیه گزارش مرا به یک همایش میفرستد. قبل از اینکه موبایلم را روی حالت پرواز بگذارم، یکی از دوستانم می‌گوید: حالت خوبه؟ همه جا عکس برادرت را گذاشته‌اند. موبایلم را چک می‌کنم. تمام شد. جلال شهید شد. دیگر نمی‌توانستم خودم را جمع‌و جور کنم!»

همسرشهید ادامه می‌دهد:« روز شهادت دخترم به یکباره از خواب بیدار می‌شود. رو به من می‌کند و می‌گوید: مامان بابا رفته پیش خدا؟ هاج و واج می‌مانم. با برادر شوهرم که تماس می‌گیرم. گریه می‌کند. می‌فهمم جلال شهید شده‌است. جلال رفت. وصیت کرده بود دورتادور مقبره شهدای شهرک پیکرش را طواف دهند. همین‌طور هم شد. آخر هم او را قطعه ۲۶ دفن کردند. همان‌جایی که دوست داشت. روزهای آخر یکبار باهم به گلزار شهدا رفتیم. رو به شهید حسن نجاری می‌گفت نجاری چقدر جایت خوب است. هم نبش هستی! هم قطعه ۲۶ ،هم نزدیک شهید پلارک. آخر هم خودش با یک فاصله همانجا دفن شد. همان جایی که خودش دوست داشت.»

پا جای پای جلال!

از «محمد جلال» خانواده ملک‌محمدی تنها خاطراتش را شنیدیم و جای خالی نبودنش را دیدیم. بیرون خانه که بیایید دو چیز نگاه آدم را می‌دزدد. بنرهای بزرگی از قهرمان خانه که حالا آبروی محله‌است و یک جفت پوتین مشکی ساق دار که به اندازه‌اش نمی‌خورد برای جلال باشد. وقتی می‌پرسم پوتین‌ها برای چه کسی است؟ پدر جلال جواب می‌دهد: برای محمدجواد برادرش! می‌پرسم محمدجواد ۱۶ ساله کجاست؟ فاطمه می‌گوید: اردوی جهادی رفته! رفته راه برادرش را ادامه دهد…

[ad_2]

لینک منبع

جشنواره رسانه‌ای “قلم‌های وحدت‌آفرین” در سیستان و بلوچستان برگزار می‌شود

[ad_1]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرگزاری تسنیم از زاهدان، یوسف علی‌بیگی صبح امروز در نشست خبری با اصحاب رسانه سیستان و بلوچستان اظهار داشت: امروز جهان اسلام در فتنه “تفرقه” به سر می‌برد و دشمنان اسلام و در رأس آنها استکبار جهانی به دنبال تفرقه‌انگیزی در جهان اسلام هستند.

مسئول بسیج رسانه استان سیستان و بلوچستان ادامه داد: در چنین شرایطی وحدت اسلامی حول محور آموزه‌های اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و اصحاب رسانه و هنر در این راستا می‌توانند نقش‌آفرینی پررنگی داشته باشند و با قلم زدن در راستای وحدت، موجبات گسترش وحدت و همدلی را در جهان اسلام فراهم کنند.

وی تاکید: با توجه به گستردگی اقوام و مذاهب در سیستان و بلوچستان، گسترش وحدت و ایجاد هجمه رسانه‌ای علیه تفرقه‌انگیزان و وحدت‌ستیزان در این استان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

علی‌بیگی به طراحی جشنواره “قلم‌های وحدت آفرین” توسط بسیج رسانه سیستان و بلوچستان اشاره کرد و گفت: این جشنواره در راستای تقدیر و تقویت رسانه‌های فعال در حوزه وحدت و کمک به گسترش وحدت از طریق رسانه طراحی شده، چرا که زبان هنر، قلم و رسانه از کارآمدترین ابزارها برای انتقال مفاهیم اسلامی از جمله وحدت است.

وی خاطرنشان کرد: جشنواره “قلم‌های وحدت آفرین” برای نخستین بار توسط سازمان بسیج رسانه سیستان و بلوچستان طراحی شده و با همکاری سازمان رسانه‌ای اوج، سازمان رسانه‌ای سراج و حوزه هنری سیستان و بلوچستان برگزار می‌شود.

مسئول بسیج رسانه استان سیستان و بلوچستان افزود: هدف محوری برگزاری جشنواره گسترش همدلی، همزبانی و وحدت حول آموزه‌های قرآن و پیامبر اسلام(ص) و آموزه‌های اخلاقی اسلام است و علاوه بر آن در این جشنواره به دنبال ارائه چهره واقعی اسلام هستیم.

وی اظهار داشت: جشنواره در ۷ محور “پیامبر اسلام(ص) نماد وحدت، اهل بیت(ع) پیشگامان وحدت، نقش ایران در وحدت جهان اسلام، وجوه اشتراک مذاهب اسلامی، وحدت‌ستیزان، تفرقه ابزار اصلی نظام سلطه و وحدت در نگاه امامین انقلاب” است.

علی‌بیگی افزود: این جشنواره در ۶ بخش “گزارش، یادداشت، خبر، متن ادبی، طنزنوشت و فیلم و عکس” برگزار می‌شود و اصحاب رسانه و فعالان عرصه قلم می‌توانند در هر بخش جشنواره ۳ اثر جهت داوری ارسال کنند که مهلت ارسال آثار از امروز تا پایان مردادماه است و اختتامیه جشنواره در شهریورماه برگزار می‌شود.

مسئول بسیج رسانه سیستان و بلوچستان ادامه داد: آثار ارسالی باید در بازه زمانی ابتدای سال ۹۴ تا ابتدای مردادماه سال جاری در یکی از رسانه‌ها یا حتی وبلاگ‌ها منتشر شده باشد و علاقه‌مندان می‌توانند جهت شرکت در این جشنواره از طریق پایگاه اینترنتی “http://www.vahdatghalam.ir” نسبت به ثبت‌نام اقدام کنند.

همچنین اصحاب رسانه و علاقه‌مندان می‌توانند اخبار جشنواره را از طریق پایگاه اینترنتی جشنواره و یا کانال تلگرامی جشنواره به آدرس “VahdatGhalam@” دنبال کنند؛ همچنین سئوالات احتمالی مخاطبان به صورت روزانه از طریق پایگاه اینترنتی جشنواره پاسخگویی می‌شود.

[ad_2]

لینک منبع

بررسی می کنیم وجود مگس در ژله عمدی بوده است یا خیر؟

[ad_1]

مهندس نسترن محمدی، رییس اداره نظارت بر فرآورده های غذایی و آشامیدنی با منشاء گیاهی غذا و دارو در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت خبرگزاری برنا، در مورد وجود حشره در بسته ژله یکی از برندهای داخلی گفت: در مورد این موضوع باید اول بگویم که با این برند برخورد خواهیم کرد و هیچگونه تخلفی را در زمینه سلامت مردم نمی بخشیم، همچنین باید اضافه کنم در برخی موارد رقبا در برندهای غذایی به خاطر خراب کردن یکدیگر از کارهای غیراخلاقی استفاده می کنند، باید این مورد بررسی شود تا ببینیم وجود مگس در این ظرف ژله عمدی بوده یا خیر همچنین اگر این مورد به صورت خاص باشد یک بحث است و اگر به صورت عام باشد یک بحث دیگر،  در هر کارخانه علاوه بر مسئول فنی،  مدیریت نظارت های ناگهانی نیز داریم و این نظارت ها به صورت دائمی است.  

وی در مورد نظارت های سازمان غذا و دارو بر کارخانه های تولیدکننده مواد غذایی گفت: ناظران ما در ماه یک بار به این کارخانه ها می روند و معمولا ممکن است در هفته دو بار به این کارخانه ها بروند ضمن اینکه مردم نیز به عنوان یکی از کمک ها و ناظران اصلی سازمان غذا و دارو هستند و به ما گزارش می دهند، در مورد این بسته نیز باید اضافه کنم قطعا کارشناسان سازمان غذا و دارو به این مورد رسیدگی می کنند تا دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.

محمدی در مورد طرح پی ام اس گفت: طرحی داریم به نام طرح پی ام اس یا نظارت بر سطح عرضه که کارشناسان و ناظران ما در کل کشور مثل مردم عادی محصولات مختلف را می خرند و می آورند و در آزمایشگاه بررسی می شود اگر مغایرت داشته باشد با ضوابط بررسی می شود و طبق قانون برخورد می شود و محکم کاری می کنیم که موارد خاصی پیش نیاید و این نیز مورد بررسی قرار می گیرد و به آن کارخانه مراجعه می شود از خط آن بازدید می شود و بررسی می شود که به طور کلی در خط تولید اتفاق افتاده و مشکل داشته یا سهوی کسی بوده است. تذکر داده می شود و آن مشکل برطرف می شود اگر بیش از حد دیده شود ممکن است خط تولید تعلیق شود یا حتی آن پرونده مشکل داشته باشد و اگر موارد خطرناک باشد و جبران ناپذیر باشد می تواند به محاکم قضایی برود و پیرو آن با آن برخورد شدید شود. همچنین این مورد را به سازمان غذا و دارو کرج ارجاع می دهیم تا به آن رسیدگی شود.

[ad_2]

لینک منبع

مطالبات شهرداری الوند از واحدهای تولیدی همچنان پابرجا است

[ad_1]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از ایرنا، رضا عسگری شنبه شب در نشست شورای هماهنگی بانک های استان قزوین افزود: در همین راستا شهرداری الوند سال گذشته اخطارهایی برای دریافت مطالبات خود به واحدهای تولیدی ابلاغ کرد اما این کار در ادامه به منظور پایداری تولید در کارخانجات منطقه متوقف شد.
وی با اشاره به اینکه مطالبات معوق شهرداری الوند از واحدهای تولیدی مربوط به قبل از سال ۸۲ است، ادامه داد: با توجه به اینکه مطالبات یاد شده بخشی از درآمدهای شهرداری را به خود اختصاص می داده باید راهکار اساسی و مناسبی برای واحدهای بدهکار اتخاذ شود و به نظر می رسد کارگروه رفع موانع تولید استان می تواند مصوبه قانونی را ایجاد نماید تا شهرداری را موظف به دریافت مطالبات خود کند.
به گفته فرماندار البرز، از سال ۸۲ به بعد بسیاری از واحدهای تولیدی در شهر صنعتی البرز واگذار شده که این کار نیز دریافت مطالبات را برای شهرداری الوند دشوار ساخته است.
شهردار الوند نیز در این نشست گفت: اخطارهای داده شده به برخی از واحدهای تولیدی طی سال های گذشته تنها برای رفع تکلیف قانونی بوده چرا که ما آگاهی کاملی نسبت به مشکلات تولید واحدهای مستقر در منطقه داریم.
یدالله لطفی ادامه داد: میزان مطالبات معوقه شهرداری الوند از واحدهای تولیدی مستقر در منطقه ۲۴۰ میلیارد ریال است که بخش مهمی از آن مربوط به چهار واحد تولیدی است.
وی با بیان اینکه به دستور استاندار قزوین امسال ارسال اخطارها به واحدهای تولیدی را متوقف کرده ایم، یادآور شد: ما برای دریافت مطالبات معوق خود حتی یک ریال نیز واحدهای تولیدی را مشمول پرداخت جریمه نکرده و تنها درخواست دریافت اصل مطالبات خود را داریم.
شهرالوند با ۹۰ هزار نفر جمعیت، مرکز شهرستان البرز است و در ۱۴ کیلومتری جنوب شرقی شهر قزوین قرار دارد.
این شهر در مجاورت شهر صنعتی البرز، نخستین و یکی از بزرگترین شهرهای صنعتی کشور قرار دارد.
۸۰۵۴*۶۱۲۸
خبرنگار: رضا اسدی**انتشار دهنده: وحید مقدم سلیمی

[ad_2]

لینک منبع

کارپینو دغدغه بیکار شدن رانندگان تاکسی‌ را برطرف کرد

[ad_1]

به گزارش راهنمای سفر من به نقل از سرویس بازار ایسنا، محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در این باره افزود: چند ماه پیش من دغدغه‌ای پیدا کردم که با حضور کسب‌ و کارهای اینترنتی همچون اسنپ و تپسی، رانندگان تاکسی‌ها به سمت کاهش درآمد و بیکاری می‌روند. این موضوع سبب می‌شد که تاکسی‌ها و کسب‌ و کارهای اینترنتی رو در روی هم قرار گرفته و سبب ایجاد چالش شوند.

وزیر ارتباطات گفت: امروز با استفاده کارپینو از تاکسی‌ها برای پاسخ به درخواست ماشین کاربران هم دغدغه بیکارشدن تاکسی‌ها کاهش پیدا می‌کند و هم تاکسی‌ها نیز با فناوری‌های جدید آشنا می‌شوند.

احسان جهانی مدیرعامل کارپینو نیز در این دیدار گفت: با کسب مجوزهای لازم از تاکسیرانی تهران و معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری توانستیم اولین اپلیکیشن درخواست خودرو با حضور تاکسی‌های رسمی را به کاربران اینترنت در ایران ارائه دهیم.

جهانی افزود: در اپلیکیشن ما هم‌اکنون بیش از ۱۲ هزار راننده تاکسی به حمل و نقل کاربران می‌پردازند که این رانندگان خودروهای تاکسی معمولی، لوکس، ون و تاکسی بانوان دارند.

مدیرعامل کارپینو گفت: ما با این اپلیکیشن توانستیم کاهش ۴۰ درصدی رانندگان تاکسی که در دو سال اخیر به دلیل حضور اپلیکیشن‌های درخواست خودرو به وجود آمده بود را پوشش دهیم.
واعظی در این دیدار ضمن رضایت کامل از حضور کارپینو خواهان گسترش عرضه فعالیت این اپلیکیشن شد.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

علائم و درمان سندرم گردن‌درد پیامکی

[ad_1]

سرویس سبک زندگی فردا: گردن درد پیامکی سندرم شایع قرن معاصر و نتیجه پایین آوردن طولانی مدت سر برای نگاه به صفحات نمایش موبایل، تبلت و دیگر ابزارهای بی سیم نظیر آنها است. در ادامه این مطلب را به نقل از سایت زندگی آنلاین می‌خوانیم.
علائم و درمان سندرم گردن‌درد پیامکی
ما سال‌‌ها است که برای خواندن و بسیاری آمور دیگر سر را پایین می‌‌آوریم اما در مورد نگاه به صفحات نمایش این کار در زمان‌‌های طولانی مدت انجام می‌‌گیرد.
این مساله به ویژه در کودکان در حال رشد و جوانان ممکن است باعث آسیب دایمی به ستون فقرات آنها شود که نتیجه آن تحمل گردن درد در تمام مدت عمر است.
علائم سندرم گردن پیامکی چیست؟ گردن پیامکی معمولا باعث سختی و خشک شدن گردن می‌‌شود. به علاوه نگاه کردن به پایین برای مشاهده موبایل در ساعات زیادی از روز می‌‌تواند به این موارد منجر شود:
– درد در ناحیه فوقانی کمر که می‌‌تواند از درد مزمن تا اسپاسم‌‌های شدید ماهیچه در ناحیه فوقانی کمر متفاوت باشد.
– درد و گرفتگی در ناحیه شانه‌ها که می‌‌تواند به اسپاسم‌‌های دردناک ماهیچه‌های شانه منجر شود.
– اگر یک عصب گردن آسیب ببیند، درد و احتمالا علائم عصبی می‌‌تواند به بازو و دست‌‌های شما کشیده شود.
پایین نگهداشتن گردن برای مشاهده صفحات نمایش ممکن است به دلیل شروع زودرس آرتروز به مشکلات مزمن منتهی شود.
آیا می‌‌توان بیماری گردن پیامکی را درمان کرد؟ اول این که پیشگیری بهترین کار است. در اینجا چند توصیه برای پیشگیری از گردن درد پیامکی ارائه می‌‌کنیم: – موبایل خود را تا حد ممکن هم سطح با چشمانتان نگهدارید. این در مورد تمامی صفحات نمایش از جمله لپ تاپ و تبلت صدق می‌‌کند.
نباید سرتان را به سمت پایین و جلو خم کنید تا به این صفحات نگاه کنید.
– در طول روز به خودتان استراحت بدهید. ساعاتی را بدون تماشای صفحات نمایش بگذرانید. می‌‌توانید برای این کار وقت بگذارید مثلا هر۲۰ تا ۳۰ دقیقه بلند شوید و قدم بزنید.
– اگر کار اداری دارید اطمینان حاصل کنید که صفحه نمایش لپ تاپ یا کامپیوتر شما طوری قرار گرفته باشد که وقتی به آن نگاه می‌‌کنید نگاه تان مستقیم به سمت روبرو است و سرتان در راستای ستون فقرات و شانه‌ها قرار دارد.
در اصل باید از نگاه کردن به پایین در حالی که سرتان برای مدت طولانی به جلو خم شده خودداری کنید. تمام مدت روز به وضعیت قرار گرفتن بدن خود توجه داشته باشید.
دقت کنید که آیا سرتان به جلو خم شده یا نه؟ حتی موقع رانندگی، تماشای تلویزیون و سایر کارهای روزمره.
هر زمان طولانی که سرتان به سمت پایین و جلو خم شود زمانی است که فشار زیادی را به گردنتان وارد می‌‌کنید.
در مرحله بعد توانبخشی مهم است – بسیاری از مردم این را نمی‌دانند اما شما باید عضلات نگهدارنده ستون فقرات – ناحیه شکمی و ناحیه تحتانی کمر- را تقویت کنید تا از بالاتنه شما از جمله گردنتان حمایت کنند.
معمولا برای تقویت عضلات نگهدارنده ستون فقرات در طول روز کار زیادی انجام نمی‌شود. بنابراین باید تمرین‌‌های خاصی را برای تقویت این عضلات انجام دهید.
– همچنین به عضلات قوی و انعطاف پذیر گردن نیاز دارید تا از شدت فشار وارده به ستون فقرات خود بکاهید و کمک کنید تا وزن سرتان را تحمل کند.
پس با توجه به این که در فعالیت‌‌های روزمره به تمرین‌‌های تقویت کننده گردن توجهی نمی‌شود بهتر است تمرین‌‌هایی را برای تقویت گردن خود انجام دهید.
راه‌های زیادی برای پیشگیری از عارضه گردن پیامکی وجود دارد. اگر از موبایل، آیپد، کیندل، آیفون، تبلت و دیگر ابزارهای مشابه استفاده می‌‌کنید به این توصیه‌‌ها عمل کنید:
۱. صفحه نمایش را بالا بیاورید. موبایلتان را هم سطح با چشمان خود نگهدارید تا از خم کردن سر خودداری کنید.
۲. به خودتان استراحت بدهید. زمانی را از صفحات نمایش دور باشید. یا در وضعیتی قرار بگیرید که سرتان را به سمت عقب می‌‌برید.
وقتی مشغول پیام نویسی هستید وضعیت‌تان را تغییر دهید. مثلا به پشت دراز بکشید تا از فشار وارده به گردن کم کنید.
۳. صاف بایستید. درست ایستادن و درست نشستن در حالی که شانه‌ها را به سمت عقب می‌‌دهید باعث می‌‌شود فشاری به ستون فقرات وارد نشود.
۴. گهگاه گردن و ناحیه فوقانی کمر را به سمت عقب خم کنید تا از درد و فشار در ماهیچه‌ها کم کنید.
تناسب اندام را حفظ کنید. کمر و گردن محکم و منعطف از توانایی بیشتری برای رفع فشار و استرس برخوردار هستند.
تمرین‌‌های کششی برای حفظ سلامت گردن تمرین‌‌های کششی ساده گردن و شانه‌ها برای بهبود جریان خون و رفع تنش مفید هستند:
– چانه را به سمت گردن فرو ببرید سپس به آرامی به سمت سقف بالا ببرید.
– گردن را بچرخانید طوری که گویی از روی شانه به طرفین نگاه می‌‌کنید.
– شانه‌ها را در جهت عقربه‌‌های ساعت بچرخانید در حالی که بازوها در دو طرف بدن قرار دارند. این کار را خلاف جهت عقربه‌‌های ساعت تکرار کنید.
به عنوان یک راهنمای کلی تمرین‌‌هایی را انجام دهید که کمک می‌‌کند بدن شما در وضعیت صحیحی انجام گیرد.
می‌‌توانید به تمرین‌‌های یوگا یا پیلاتس متوسل شوید. 

[ad_2]

لینک منبع